بازشناسی پیوند صفا شهری ها با خلج ها و قشقایی ها

نوع مقاله : پژوهشی

نویسنده

استادیار بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز

چکیده

در شهرستان خرمبید)استان فارس( بجز مردم صفاشهر )خرمی و دهبید( که در مجموع بیش از هفتاد درصد آنها به
زبان ترکی صحبت میکنند، زبان مردم بسیاری از روستاها نیز ترکی است. گویشی که مردم ترک زبان صفاشهر، امروزه
با آن گفتوگو میکنند، از راه درازی باز آمده، از پیچ و خمهای فراوان تاریخی عبورکرده، در گردنهها وگریوههای
گوناگون سخت جانی کرده و فراز و فرودهای بسیاری را آزموده است. اینک امّا- با همهی فشارهایی که پذیرفته و
همه ی دگردیسیهایی که یافته - هنوز زنده است و هنوز نفس میکشد.
منابع تاریخی موجود، ترک زبانانِ شهرستان خرمبید را از ترکانِ خل میدانند که از مناتق مرکزی ایران به فارس
آمده و در قنقری و بوانات ساکن شدهاند. اما پژوهشهای نگارنده، برای نخستین بار، نشان می دهدکه گویش کنونی
ترکزبانان منطقهی قنقری قدیم و خرم بید کنونی با همهی تفاوتهایی که با هم دارند ه به گویِش خل ها نزدیک
نیست. این خود نشان میدهد که اگر حتّی نخستین خل هایی که به این منطقه آمدهاند، گویشی همانند گویش امروز
خل های مناتق دیگر داشتهاند، زبان آنها در آمیزش با گروه های دیگر ترک ه بویژه توایفی از ایل قشقایی ه و با
تأثیرپذیری از زبان فارسی تغییر یافته و دیگرگون شده است.
با همهی پژوهشهایی که تا کنون انجام گرفته، - اگر سادهانگاری را کنار بگذاریم ه هنوز به درستی و استواری
نمیتوان دانست که خاستگاهِ راستین بسیاری از ترکهای جنوب ایران، از آن جمله ترکهای خرمبید و نیز ترکهای
قشقایی کجاست. آنان از چه زمانهایی و از چه مسیرهایی به فارس آمدهاند. و نژاد هر کدام از این تیرهها با نژاد چه
تیرههای دیگری پیوستگی خونی دارند. شاید علمیترین راه فهم این موروع، بررسی ژنتیکی تیرههای مختلف باشد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


  1. ابن­اثیر(بی­تا)، کامل، ترجمه­ی عباس خلیلی، تصحیح دکتر مهیار خلیلی، تهران، علمی، جلد11.
  2. ابوبکرطهرانی (1962-1964)، دیاربکریه، به کوششفاروق سومر، ن. لوغان، آنکارا.
  3. بارتولد (1376)، تاریخ ترک­های آسیای میانه، ترجمه­ی دکتر غفار حسینی، انتشارات توس.
  4. ب ، اوگله(1962)،  تاریخ فرهنگی ترک در قبل از اسلام ، آنکارا.
  5. پرهام ، سیروس(1362)، ایل قشقایی کی و از کجا به فارس آمده است؟ ایلات و عشایر(مجموعه­ی کتاب آگاه) ، موسسه انتشارات آگاه.
  6. توکلی ، غلامرضا(1379)،  ایل باصری- از ترناس تا لهباز،  نشر هفت.
  7. جدی، حسین جدی، حسین بایات(1378)، پیوستگی قومی و تاریخی اوغوز- ایل­های قشقایی ایران ...، نوید شیراز.
  8. جمراسی فراهانی، علی اصغر(1385 ، خلج­ها یادگار ترک­های باستان.
  9. جمراسی فراهانی، علی­اصغر (1388)، قارشوبالوققا سلام، انتشارات اندیشه­ی نو.
  10. حاتمی بهمن­بیگلو، سهراب (1389)، گفتاری کوتاه در باره­ی مهاجرت­ها و دگرگونی­ها و دوران­های شکوهمند ایل قشقایی، سخن ایل – ایل سوزو - ، سال چهارم، شماره­ی نهم ، بهار.
  11. رحمانی مقدم، محمّد(1379)،  نگاهی نوین به تاریخ دیرین ترک­های ایران،  نشر اختر.
  12. شاه فیروزان (1362)، درباره­ی ترکیب و سازمان ایلات و عشایر ایران، ایلات و عشایر (مجموعه­ی کتاب آگاه)، موسسه­ی انتشارات آگاه ، تابستان.
  13. صداقت­کیش، جمشید (1388)، نام برخی از ایلات و عشایر فارس در وقف­نامه­ی سال 701 هجری قمری مربوط به امام­زاده محمد ... ، مجله­ی انسان­شناسی، سال دوم، شماره­ی یکم ، بهار و تابستان.
  14. فاروق سومر(1380)، اغوزها(ترکمن­ها)، ترجمه­ی آنادردی عنصری، انتشارات حاج طلایی.
  15. مردانی رحیمی، اسدالله (1378)، آتالارسؤزو، جلد اوّل، انتشارات کیان نشر شیراز.
  16. میشل قشقایی، همراه(1384)، پیوند مردم ایل قشقایی و قوم ترک­زبان خلج، مجله­ی «ایل سوزو» (سخن ایل)، سال اول، شماره­ی دوم ، پاییز.
  17. ن. کونونوف (1958)، شجره­ی تراکمه، مسکو، لنینگراد، (ترجمه­ی ترکی: م، ارگین، استانبول، بی تا).
  18. هیئت، جواد(1380)، سیری در تاریخ زبان­ و لهجه­های ترکی،  نشر پیکان، (چاپ سوّم).