بررسی تطبیقی واژگان خویشاوندی برخی گونه‌های زبانی استان کرمان ( براساس الگوی گسترۀ کاربرد مورداک)

نوع مقاله : پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبانشناسی، دانشگاه فردوسی مشهد)نویسندۀ مسئول(

2 دانشیار زبانشناسی، دانشگاه فردوسی مشهد

چکیده

در سال­های اخیر پژوهش­هایی
در زمینۀ بررسی واجی، واژگانی و نحوی گویش­های فارسی انجام گرفته اما مسائل مربوط
به مردم­شناسی آنها کمتر مورد توجه بوده است. هدف اصلی این پژوهش بررسی واژگان
نظام خویشاوندی هشت گونۀ زبانی استان کرمان
(شامل
کرمانی، بردسیری، کوهبنانی، بافتی، کهنوجی،
جیرفتی، فاریابی و قلعه گنجی)
می­باشد. بر اساس نظر مورداک، واژگان خویشاوندی بر سه اساس
طرز استفاده، ساخت زبانی و گسترۀ کاربرد مورد مطالعه قرار می­گیرند. با توجه به
حجم مقاله،واژگان خویشاوندی برخی از این گونه­ها تنها براساس گسترۀ کاربرد
مورداک تحلیل شده­اند. در مجموع 45 واژه خویشاوندی از این گونه­ها جمع­آوری شده که
18 واژه مربوط به خویشاوندان نسبی، 21 واژه سببی و 6 واژه ناتنی می­باشد. بررسی
مقابله­ای داده­ها نشان می­دهد که واژگان نظام خویشاوندی در گونه­های کرمان جنوبی
بیشترین تفاوت با فارسی معیار را دارند. بررسی نتایج برطبق الگوی گسترۀ کاربرد نیز
نشان می­دهد که تمام معیارهای این الگو در واژگان گونه­های شمالی اعمال می­شود اما
در گونه­های جنوبی گاهی دو معیار جهت و جنس اعمال نمی­شوند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


باطنی، محمد رضا، (1354)، «اصطلاحات خویشاوندی در زبان فارسی»، مسائل زبان­شناسی نوین(ده مقاله)، تهران، انتشارات آگاه، صص 157-174.
2 .بیتس، دانیل. بلاک، فرد، (1375)، انسان­شناسی فرهنگی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، نشر علم.
3 . رضایتی کیشه­خاله، محرم. چراغی، رضا، (1387)، «واژه شناسی اجتماعی گویش گیلکی (مطالعة موردی: اصطلاحات خویشاوندی و جنسیت)»، مجلۀ دانشکده ادبیات و علوم انسانی مشهد، شماره 161،صص95-110.
4 . رضایی باغ­بیدی، حسن، (1388)، تاریخ زبان­های ایرانی، تهران، مرکز دایره­المعارف اسلامی.
5 .سالنامۀ آماری استان کرمان، (1392)، دفتر آمار و اطلاعات GIS،معاونت استانداری کرمان.
6 .شرف الدین، حسین، (1378)، تحلیلی اجتماعی از صله رحم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی قم.
7 .شریفی، شهلا. اسلامی، مریم، (1390)،«بررسی نظام واژگان خویشاوندی در گویش مازندرانی» مجموعه مقالات ششمین همایش بین المللی انجمن ترویج زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مازندران، صص 3001-3012.
8 .کلانتری­خاندانی، حسین، (1387)، سیری در جغرافیای استان کرمان، کرمان، مرکز کرمان شناسی.
9 .کوشک جلالی، عباس، (1376)، «اصطلاحات خویشاوندی در زبان فارسی، ابهام در معنا و کاربرد واژه ها»، نامه فرهنگستان، صص 114- 130
10 . مطلبی، محمد، (1385)، «بررسی گویش رودباری(کرمان)»، پایان نامه دکتری فرهنگ و زبان های باستانی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
11 .مقصودی، منیژه، (1386)، انسان شناسی خانواده و خویشاوندی، تهران، نشر شیرازه.
12 . هیس، ه.رندلز، (1340)، تاریخ مردم شناسی، ترجمه ابوالقاسم طاهری، تهران، انتشارات ابن سینا.
13 .Hudson, R. A, (1996), Sociolinguistics, Cambridge: Cambridge university press.
14 .Holmes, J, (2008), An introduction to Sociolinguistics, Longman: Pearson publication, third edition.
15 .Murdock, G. P, (1949), Social Structure, New York, the Macmillan Company.
16 .Trautmann, T. R, (2001). “The Whole History of Kinship Terminology in Three Chapters: Before Morgan, Morgan, and after Morgan”. Anthropological Theory, 1(2), 268–287.
17  .Wallace, A. F & Atkins, J, (1960), The Meaning of Kinship Terms, American Anthropologist, 62(1), 58-80.
18 .Wardhaugh , R,  (2003), An introduction to sociolinguistics, Ford : Blackwell .