ویژگی های آوایی و دستوری گویش لکی منطقه صحنۀ کرمانشاه

نوع مقاله: پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید مدنی اذربایجان

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد فیروزآباد

چکیده

قوم لک یکی از اقوام اصیل ایرانی است. بیشتر محققان، گویش لکی را یکی از گویش­های کهن و شاخص زبان کُردی به شمار آورده­اند؛ برخی از پژوهشگران لُر زبان نیز، این گویش را از جمله گویش­های لُری و برخی دیگر آن را زبانی مستقل پنداشته­اند. نگارندگان در این پژوهش می­کوشند ابتدا با توجّه به خصوصیات زبانی، موقعیت جغرافیایی و فرهنگی قوم لک، این مسأله را که گویش لکی در شمار گویش­های کُردی یا لُری است، روشن کنند؛  سپس ویژگی­های آوایی و دستوری این گویش(مطالعۀ موردی: منطقۀ صحنه) را به­دست دهند

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The phonetic and syntactic features of Lak dialect in Sahne region of Kermanshah

نویسندگان [English]

  • seyed arman hoseini aab bariki 1
  • farzane mozafarian 2
چکیده [English]

The Lak people are one of the Iranian tribes. Most researchers called "Laki dialect" as one of the ancient forms of Kurdish language and its language index. Some Luri researchers also have considered this dialect as Luri dialect, and others have considered it as an independent language. The authors of this research firstly attempt to consider language specifications, folk cultural and geography situations of Lak people to solve the issue of including Laki dialect as Kurdish dialects or Luri dialect; Then, they want to introduce the phonetic and syntactic features of this dialect regarding the accurate transcriptions (case study: Sahne region)

کلیدواژه‌ها [English]

  • Laks
  • Kurds
  • Lurs
  • phonetic features
  • syntactic features

1ـ ابوالقاسمی، محسن(1375). دستور تاریخی زبان فارسی. تهران: انتشارات سمت.

2ـ  امان­اللهی بهاروند، سکندر(1374). قوم لُر. چاپ دوم. تهران: آگاه.

 3ـ ایزدپناه، حمید (1363). فرهنگ لُری. چاپ دوم. تهران: آگاه.

 4ـ -------------(1367). فرهنگ لکی. تهران: مؤسسه فرهنگی جهانگیری.

5ـ خان الماس لُرستانی(1376). دیوان اشعار. به تصحیح سیّد خلیل عالی نژاد. کرمانشاه: بی­نا.

6ـ خانلری، پرویز(1352). تاریخ زبان فارسی. تهران: انتشارات بنیاد و فرهنگ ایران.

7ـ خلف­تبریزی، محمّدحسین(1357).برهان­قاطع. به­اهتمام­ محمّدمعین. چاپ­سوم. تهران:  امیرکبیر.

8ـ دهخدا، علی اکبر(1373). لغت­نامه.چاپ اوّل از دوره­ی جدید. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

9ـ رودیگر، اشمیت(1382). راهنمای زبان­های ایرانی. مترجمان: آرمان بختیاری و دیگران. تهران: ققنوس.

10ـ صفی­زاده بوره­که­یی، صدیق(1361الف). بزرگان یارسان. تهران: عطایی.

11ـ --------------------- (1380). دایرة المعارف کُردی. تهران: پلیکان.

12ـ --------------------- (1361). فرهنگ ماد(کُردی به فارسی). تهران: عطایی.

13ـ صمدی، سیدمحمّد(1379). «رساله­ی عشایر کرُد از عهد ناصری». پژوهش­های ایرانشناسی. به کوشش ایرج افشار. تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی.

14ـ ظفری، ولی­الله(1383). «مختصات آوایی و دستوری گویش نهاوندی». مجموعه­ی مقالات       نخستین همایش ملّی ایران شناسی(27-30 خرداد ماه 1381). زبان و زبان شناسی. تهران: انتشارات بنیاد ایران­شناسی. ص430-470.

15ـ لطفی، احمد(1387). لک­ها و ادبیات عامیانه. کیهان فرهنگی. سال بیست­و­پنجم. دی ماه، ص 68-72.

16ـ معین، محمّد(1364). فرهنگ معین. چاپ هفتم. تهران: امیرکبیر